BMS (سیستم مدیریت ساختمان) فقط خرید تجهیزات نیست، مجموعه‌ای از خدمات است

 

مرکز کنترل ایران یکی از مؤسسات بزرگ و فعال در اتوماسیون صنعتی و ساختمانی است و با پیشینه 4۰ ساله‌ای که در اجرای استاندارد سیستم‌های کنترل و BMS دارد، می‌تواند نقش مهمی را در ایجاد الگوهای علمی و مهندسی آموزش و فرهنگ‌سازی در صنعت اتوماسیون ساختمان ایفا کند. گفت‌وگوی اختصاصی گزارشگر اتوماسیون ساختمان را با جناب آقای مهندس ساسان زمانی، مدیرعامل این مؤسسه می‌خوانیم.

 

در ابتدا تاریخچه مختصری را از فعالیت و شکل‌گیری مرکز کنترل ایران توضیح دهید.

شرکت هانیول از سال 1348 در ایران آغاز به کار کرد که پدر بنده در سال های آخر قبل از انقلاب اسلامی مدیریت این شرکت را بر عهده داشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تبدیل شرکت به نمایندگی، به فعالیت خودشان ادامه دادند و درحال حاضر حدود 40 سال است که در زمینه اتوماسیون صنعتی و ساختمانی مشغول به کار هستیم.

فروش اولین سیستم کنترل دیجیتال مستقیم (DDC) در ایران در دهه 70 میلادی توسط شرکت هانیول به چاپخانه بانک مرکزی صورت گرفت. در سال های ابتدایی، فعالیت شرکت مرکز کنترل ایران به تکمیل تعهدات شرکت هانیول متمرکز بود که اکثرا به حوزه اتوماسیون صنعتی مربوط می شد و به تدریج آغاز پروژه های عظیم ملی در دستور کار این شرکت قرار گرفت اما با اعمال تحریم ها فعالیت در حوزه اتوماسیون صنعتی اجبارا کاهش یافته و شرکت به سمت پروژه های اتوماسیون ساختمانی سوق پیدا کرد.

 

پس شرکت به سمت خدمات مهندسی پیش رفت. درباره این تجربه برای ما بگویید.

‌شما در بازار فعلی، با خرید پکیج های BMS فقط ادوات و تجهیزات تهیه نمی‌کنید، بلکه سیستم می‌خرید. در تعامل اولیه با پیمانکارها، مشاهده کردیم به‌دلیل نداشتن تیم تخصصی در این زمینه (بنا به اقتصادی نبودن این امر برای پیمانکاران) جزئیات فنی رعایت نمی گردد، بنابراین برای افزایش و تضمین کیفیت کار به این مقوله وارد شدیم و علاوه‌بر تهیه اجناس، در فرایند طراحی، مهندسی و نصب نیز فعالیت خود را آغاز کردیم. متأسفانه چون زیر ساخت های مهندسی در کارهای اجرایی-به‌ویژه در سیستم‌های جریان ضعیف- به درستی رعایت نمی‌گردد، فرایند نصب بسیار دشوار و تخصصی است.

 

شما در مقام پیش‌کسوت این صنعت بحث آموزش را هم درپیش گرفته‌اید. نقش مرکز کنترل ایران را در آموزش خدمات مهندسی صنعت اتوماسیون ساختمان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پیش از این هیچ گاه ما به امر آموزش با دیدگاه خدمات توجه نکرده‌ بودیم و تنها نیروهای داخلی شرکت را با پشتیبانی شرکت مادر (هانیول) آموزش میدادیم. اما در حال حاضر با توجه به مطلوب نبودن وضعیت آموزش در صنعت و تبعات این امر، بر خود واجب می دانیم آموزش گروهی را در برنامه های آتی این شرکت گنجانده و سهم خود را در آن ایفا کنیم.

 

سیستم‌های ELV و راهکارهای ارائه‌شده باید با چه روشی انتخاب و ارزیابی شود؟

در قدم اول باید به این پرسش مهم پاسخ دهیم که خواسته ما از سیستم  BMS در ساختمان چیست. در یک ساختمان سیستم‌های مختلفی وجود دارد:

  1. سیستم‌های مربوط به کنترل آسایش و مدیریت مصرف انرژی
  2. سیستم‌های ایمنی جانی مربوط به اعلام و اطفای حریق و کنترل دود در هنگام آتش سوزی
  3. سیستم‌های مربوط به حفاظت و دزدگير، دسترسی و امنیت

این سه حوزه، در حالت تجمیع و یکپارچگی با یکدیگر، سیستم جریان ضعیف (ELV) ساختمان را تشکیل می‌دهند.

حال باید ببینیم خواسته ما از سیستم‌های مربوط به مدیریت هوشمند ساختمان چیست؟ آیا هدف اتوماسیون و ایجاد شرایط آسایش است یا به ‌دنبال بهینه‌سازی و کاهش مصرف انرژی هستیم؟ عامل قیمت چقدر تعیین کننده است؟ در واقع هر سه این عوامل بسته به نوع پروژه مهم هستند. به طور مثال در برخی پروژه ها با کاربری های خاص مثل داروسازی ما ناگزیر هستیم از سیستم های اتوماسیون جهت ایجاد شرایط مطلوب و مورد نظر فضاها استفاده کنیم.

با توجه به اینکه در ایران انرژی با قیمت پایین ارائه می شود، بازگشت سرمایه در این حوزه بیش از 10 سال طول می‌کشد. پس در عمل، کارفرما هیچ انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در حوزه مورد بحث نخواهد داشت. در حال حاضر، اجرای  BMS در ساختمان برای کارفرما بیشتر جنبه تجملاتی دارد و اگر بازده انرژی یا سرمایه‌گذاری و هزینه‌های آن در این بخش واقعی نباشد، سیستم مدیریت مصرف انرژی در هیچ کجای جهان و ازجمله ایران پا نمی‌گیرد. از طرفی، سلسله پروتکل‌های جهانی امضا شده که ایران هم در آن عضویت دارد و همین ما را موظف می‌کند از نظر قوانین بین‌المللی پایبند به بهینه‌سازی مصرف سوخت و انرژی باشیم.

از طرف دیگر سیستم‌های تاسیساتی که در ساختمان‌های ما استفاده می‌شود مربوط به دهه ۷۰ میلادی است و از لحاظ مصرف انرژی نه تنها بهینه نیست، بلکه مصرف سوخت و انرژی بسیار بالایی دارد. سیستم ها باید به شکل کنترل پذیر و هماهنگ طراحی شوند، در صورت به کار گیری سیستم کنترل اتوماسیون، در کنار سیستم مکانیکی کنترل‌ناپذیر، انرژی بازده نخواهد داشت، این یک بحث زیربنایی است. در ابتدا باید طراحی سیستم های تاسیسات به روز رسانی شود و سیستم های مدرن که قابلیت کنترل و بهینه سازی مصرف انرژی را دارند جایگزین سیستم های سنتی گردند. برای نمونه، در آمریکا سازمان ASHRAE دستورالعمل استاندارد ملی ASHRAE 90.1 را منتشر کرده و در بازه های زمانی 3 ساله به روز رسانی می کند. هر پروژه دولتی برای دریافت بودجه باید این استاندارد را رعایت و اجرا کند. در اروپا هم  ساختمان‌سازی باید طبق استانداردهای ساختمانی و مصرف بهینه انرژی باشد، تا آنجا که ساختمان‌ها کارنامه‌ انرژی دارند و تمام موارد توسط قانون کنترل می‌شود. در ایران هنوز سازوکار قانونی به‌شکل مدون نداریم. قانونی نداریم که سازنده ساختمان مسکونی را حتی به نصب ترموستات رادیاتوری موظف کند، چه برسد به سیستم گران ‌قیمت کنترل.

 

در دولت‌های نهم و دهم با توجه به هدفمندی یارانه‌ها و مطرح شدن «شهر سبز» بودجه هنگفتی برای سازگاری اکولوژیک ساختمان‌های دولتی تخصیص داده شد. اما با وجود عزم راسخ دولت، عملاً نتیجه مناسبی اتفاق نیفتاد. اشکال کار کجاست؟

قانونگذاری و نظارت بخش اول عملیاتی‌شدن است که باید الزام ایجاد کند. بعد از آن، نوبت به سرمایه‌گذاری در آموزش و فرهنگ‌سازی می‌رسد. بسیاری از مهندسان با این موارد آشنا نیستند، بنابراین باید به صورت زیربنایی در مبحث قانونگذاری و آموزش عمل کرد. البته بنده اطلاع چندانی از هزینه‌کرد این بودجه‌ها در دولت‌های گذشته ندارم.

 

شرایط مناقصات را به طور کلی چگونه ارزیابی می‌کنید؛ کدام یک از عوامل «توان بازرگانی،» «خدمات مهندسی» یا «تخصص» اولویت بیشتری دارد؟

در مناقصات، قیمت معمولاً عامل تعیین‌کننده است. عوامل و امتیازاتی تعریف می‌شود اما در نهایت، قیمت یا هزینه‌ای که کارفرما درنظر گرفته مهمترین عامل است.

 

این سیستم به نظر شما نقص ندارد؟ نباید فرهنگ‌سازی در تقاضای کارفرما صورت بگیرد؟

به نظر من تا وقتی پیشنهادها همسنگ نباشند، قیمت می‌تواند عامل اصلی باشد. البته هم سنگ‌کردن پیشنهادها کمی مشکل است، مثلا ممکن است دو سیستم کاملا جداگانه با کارکرد متفاوت پیشنهاد شود؛ اینکه چه کسی با چه رویکردی ارزیابی را انجام می‌دهد بسیار تاثیرگذار است، با این حال به تجربه ثابت شده وقتی محصول نهایی همسنگ باشد، معمولا قیمت کل سازنده‌های بزرگ نزدیک به هم و در یک بازه قیمت است.

 

به نداشتن دانش تخصصی در کارفرمایان و نیز در حوزه طراحی و خدمات نگهداری سیستم اشاره کردید. به نظر شما با این شرایط همسنگ‌سازی واقعا رخ می‌دهد؟

نمی‌شود خیلی کلی صحبت کرد، هر پروژه‌ای شرایط و طبیعت خودش را دارد. این که بگوییم در یک پروژه صرفاً عامل قیمت دیده شده یا تخصص، بسته به نوع پروژه فرق می‌کند. البته این ضعف در سیستم وجود دارد ولی معمولاً در شرایط همسنگ، شرکت هانیول می‌تواند قیمت‌های پایین‌تری ارائه کند. قطعاً مشکلاتی هم وجود داشته است. مثلا یک پروژه پرزحمت را طراحی کردیم و قیمت دادیم ولی ضرر کردیم و آن را از دست دادیم. این طبیعت کار بازرگانی و پروژه است، هرچند در بسیاری موارد متوجه شدیم درست ارزیابی نشده‌ایم. ولی اینکه ارزیاب، گروه مهندسی 80 نفره یک شرکت را با گروه 3 نفره شرکت دیگر مقایسه و ارزیابی کند، در اختیار کارفرماست نه پیمانکار. موضوع اصلی این است که کارفرما در پروژه‌ها هوشمندانه عمل کند، تا شرکت‌هایی با شرایط و ویژگی‌های تعریف‌شده وارد عمل شوند.

در آخر،  رتبه‌بندی‌ هم مهم است و همه شرکت‌ها با درجات خطرپذیری و توان مالی متفاوت نمی‌توانند هر پروژه‌ای را انجام دهند. مثلا ممکن است ما هم نتوانیم از پس یک پروژه بزرگ و ملی در حد ۵۰ میلیارد تومان برآییم. همه عوامل ازجمله گردش مالی، اجناس و تجهیزات، پرداخت مالی به تأمین‌کنندگان در موعد مقرر، تحویل به‌موقع به کارفرما و دریافت پول مؤثر است. ضمن اینکه مشکل ریسک زمانی هم در پروژه‌های ایرانی وجود دارد، مثلاً پروژه‌ای که قرار است  6 ماهه انجام شود ۵-۶ سال طول می‌کشد. این‌ها را هم باید در نظر گرفت؛ حتی ممکن است به‌دلیل شناخت کارفرما ترجیح داده شود یک پروژه به مرحله قرارداد نرسد.

 

از بحث مناقصات که بگذریم، مشتریان تا چه حد از راهکارهای شما استقبال و پیروی می‌کنند؟

مشتریان ما شامل دو دسته خصوصی و دولتی هستند، اما در واقع فاصله نیاز و خواسته مشتری با برون‌داد و امکانات سیستم خیلی زیاد است. بسیاری با الفبای سیستم‌های کنترل آشنا نیستند و امکاناتش را نمی شناسند. دلیل آن انرژی ارزان، تجهیزات کنترلی گران و نبود آموزش و فرهنگ‌سازی است. گاهاً برخی مشاورها هم با تجهیزات و امکانات جدید آشنایی کافی ندارند و بعضی نکات را در نظر نمی‌گیرند. بگذارید مثالی بزنم: شما یک ساختمان دارید و براساس آن بار (Load) را محاسبه می‌کنید و تجهیزاتی می‌خرید. اگر دنبال اتوماسیون ساختمان هستید تا هزینه‌هایتان را کم کنید، می‌توانید عوامل زیادی را در نظر بگیرید؛ مثلا با دانستن زمان سکونت و ساعات اوج رفت‌و‌آمد تا حدی زیادی می‌توان در مصرف انرژی صرفه جویی کرد. با نصب شیرهای دوکاره با جریان متغیر، می‌توانید از خنک‌کننده (چیلر) کوچکتری استفاده کنید، تغییرات دمایی را کاهش و بازده سیستم خنک‌کننده را افزایش دهید. انجام این کارها بسیار آسان است ولی خیلی از کارفرماها می‌ترسند به این سمت بروند. چرا؟ چون به مدل سنتی جریان ثابت عادت کرده‌اند. توجیه آن‌ها این است که نگهداری کار را خراب می‌کند، یا چون نگهداری سخت است کلاً  سیستم را حذف می‌کنند. ولی باید در نظر داشت یک ساختمان مثل یک دستگاه اتومبیل است و نیازمند نگهداری است. شیر عمر مشخصی دارد و پس از گذراندن عمر مفیدش باید جایگزین شود. مسلماً شیوه نگهداری از ساختمان،کیفیت آب جریان‌یافته در لوله‌ها و یا سیستم شست‌و‌شو در عمر مفید شیر، کویل و سایر اجزای لوله کشی اثر می‌گذارد.  بنابراین استفاده‌نکردن به‌دلیل اجتناب از نگهداری توجیه درستی ندارد و در این زمینه نیازمند کار و سرمایه‌گذاری هستیم.

در بسیاری از پروژه‌ها کارفرماها بسیاری از آپشن‌های سیستم را استفاده نمی‌کنند و آن را زیاده‌روی و تجمل‌گرایی می‌دانند. ولی می‌بینیم در همه جای دنیا به‌شکل لازم و مطلوب به‌کار گرفته می‌شود. خیلی وقت‌ها هم مصرف‌کنندگان حال به‌دلیل علاقه یا عادت روش‌های قدیمی و ساده‌تر را ترجیح می‌دهند. اما واقعیت مهم دنیای امروز این است که سیستم‌های قدیمی از رده تولید خارج می‌شوند و ما ناچاریم به‌ سمت سیستم‌های جدید گام برداریم. مثلاً در سیستم‌های مرسوم در دهه 70 اروپا، بر مبنای زمان سکونت شخص در منزل، دستگاه تصمیم می‌گیرد چه ساعتی روشن شود تا دمای مطلوب تأمین شود. با این عملکرد، 5-6 درصد در مصرف انرژی صرفه‌جویی می‌شود ولی چون به چشم نمی‌آید کسی آن را جدی نمی‌گیرد.

 

آیا اقدامی برای رایزنی با نظام مهندسی یا بخش‌های مختلف دولتی در ایجاد الزام‌های اجرایی نصب سیستم‌های BMS انجام داده‌اید؟

ما در نظام مهندسی با تولید محتوای دفترچه‌های آموزشی روی دو حوزه کار کردیم: BMS و اعلام حریق. با این هدف همکاری کردیم که برای مهندسان روشن کنیم BMS کالا نیست، بلکه خدمات و سرویس است و نیازمند اقداماتی است. مثلاً چند سال پیش با مهندس صدر در پروژه بیمارستان هزار تخت‌خوابی کار می‌کردیم. یکی از خواسته‌های ایشان الزامی بودن استقرار دفتر شرکت BMS در محدوده 50 کیلومتری پروژه بود که از نمونه الزامات خارجی الگو گرفته شده بود و کاملا منطقی است، چون سیستم نیاز به نگهداری و خدمات دارد. این خدمات است که می‌تواند سیستم را به بهره‌برداری برساند. در این زمینه خیلی کارها باید انجام شود، داشتن صرف یک گروه مهندسی یا دسترسی به محصولی از یک برند مشخص کافی نیست. باید خدمات مهندسی در کنار بقیه عوامل قرار بگیرد تا بتوان بازخورد مناسب را از سیستم گرفت.

 

آیا همکاری‌ با نظام مهندسی را مفید ارزیابی می‌کنید؟ نتیجه‌ای که از آگاه‌سازی و آموزش کارفرمایان و مهندسین درنظر داشتید به‌دست آمد؟

فکر می‌کنم در راه درستی قدم برداشته ایم، به‌ویژه درباره خدمات مهندسی و BMS این موضوع را مطرح کردیم که شما فقط یک سری برند نمی‌خرید، بلکه موضوع اصلی خدماتی است که می‌خواهید دریافت کنید. برای اجرای درست این خدمات هم ما پیشنهادهایی داشتیم؛ استاندارد مدونی از اروپا را مطرح کردیم و گفتیم بر اساس آن پیش رویم. وارد کمیته تخصصی برق سازمان شدیم و دیدیم به‌جای انجام کار مهندسی، بحث BMS درحال تبدیل‌شدن به بازاریابی فروشنده‌ها است. با اعضای هیئت مدیره و کمیته صحبت کردیم و آن‌ها را به‌ سمت استاندارد ISO 16484 هدایت کردیم که مشتمل بر 5 قسمت است: بخش اول مربوط به اجرا است که در آن دستورالعمل اجرایی پروژه را ارائه کردیم؛ بخش دوم سخت افزار و بخش سوم موضوع توابع و عملکردهاست که تا حد زیادی فنی و تخصصی است؛ بخش چهارم پروتکل‌ها و بخش پنجم مربوط به انسجام و ارتباطات است.

بخش اول را به صورت کامل ترجمه و ساده‌سازی کردیم و بازخوردی که درنظر داشتیم این بود که یک پروژه از طراحی شروع می‌شود و مراحل مهندسی، نصب و تکمیل در ادامه آن می‌آید. این مراحل باید مشخص باشد و کارفرما بداند وقتی سیستم BMS را درخواست می‌کند باید این مراحل انجام شود و فقط یک سری سخت افزار نمی‌خرد. انتخاب سخت افزار هم بحث دیگری است اما اگر درست اجرا نشود بهترین سخت افزار هم ناکارامد می‌ماند. ما سعی کردیم این موضوع را روشن کنیم و هدف اصلی‌مان این بود که مسئولیت‌ها، وظیفه کارفرما و پیمانکار، تشخیص نیازها و وظایف و مسئولیت اجرا مشخص و شفاف باشد.

من فکر می‌کنم نتیجه آنچه صورت گرفت قابل قبول است. با وجود ضعف در برخی قسمت‌ها، در مجموع کار کاملی به‌‌سرانجام رسید. در مورد طراحی سیستم‌های اعلام حریق نیز به همین شیوه عمل شد. در آنجا هم باید سطحی از استاندارد رعایت شود چرا که با جان انسان سروکار دارد.

اینجا بحث دیگری درباره نگهداری سیستم‌ها مطرح می‌شود. به‌ هر حال فعالیت شرکت محدود به نصب و راه‌اندازی نمی‌شود و نگهداری سیستم نیز بخش مهمی از فرایند است و باید تحت استاندارد 5839 اجرایی شود. ما تعدادی فلوچارت مرتبط با کارهای ضروری برای نگهداری تهیه کردیم، مثل نحوه گزارش‌دهی و کنترل سیستم برای اطمینان از عملکرد درست در دوره‌های نگهداری سالیانه.

این دو بخش کار بود. بخش سومی با عنوان امنیت وجود دارد که در حال پیگیری و طراحی آن هستیم و هنوز به جمع‌بندی نهایی نرسیده است. با این حال، اعلام حریق مسئله بسیار مهم و قابل توجهی است. در کشورهای خارجی، شرکت‌های فعال در این زمینه باید دارای بیمه مسئولیت باشند که اصلا در ایران وجود ندارد و از جمله حمایت‌هایی است که در آن کشورها از آن برخوردارند. چنانچه خود قراردادهای مربوط به مسئولیت الزامات و تعهداتی ایجاب می‌کند و مسئولیت آن بسیار بیشتر از درآمد کسب‌شده اهمیت دارد. در مذاکراتی که با شرکت‌های بیمه انجام دادیم اشاره کردند اصلا نیازی به قبول چنین مسئولیتی نداریم. همین‌جاست که خلأ قانونی احساس می‌شود.

 

با توجه به رشد ساخت‌وساز مراکز تجاری در کلان‌شهر تهران،  درخواست کارفرمایان برای نصب سیستم BMS چگونه بوده است، به‌ویژه بعد از واقعه پلاسکو تغییری را مشاهده کرده‌اید؟

باید دقت داشت که ساختمان پلاسکو با موضوع BMS خیلی مرتبط نبود، چرا که ساختمانی قدیمی با قدمت ۴۰-۵۰ ساله بود و مشکل اعلام حریق نداشت. در بخش اطفای حریق کاستی‌هایی وجود داشت که ناشی از سهل‌انگاری مدیریت ساختمان و  مدیریت شهری بود. با این حال ما در پروژه‌های خود با کارفرماهای متعددی روبه‌رو هستیم که برخی از آن‌ها نسبت به این مسئله حساسیت زیادی دارند و برخی فقط به‌دنبال هزینه کم و اقتصادی‌اند. بالاخره ساختمان‌های تجاری باید برگشت سرمایه داشته باشند، از این رو، بسیاری از سیستم‌های نصب‌شده راه‌اندازی نمی‌شوند و این بیش از آنکه اشکال کارفرما باشد، ایرادی است که به شرکت‌های ما در صنعت اتوماسیون وارد است. هرچند که برخی کارفرماها به این موضوع بی‌توجه‌ و بی‌تفاوت‌اند.

 

آیا می‌توانید یک نمونه پروژه را معرفی کنید که از دیدگاه حرفه‌ای به اتوماسیون ساختمان طراحی ‌شده‌باشد؟

 روشا سنتر از جمله پروژه‌های شاخصی است که با بهترین کیفیت تجهیز شده است. کارفرما به‌دنبال کیفیت بود و ما سعی کردیم بهترین راهکارها و خدمات را برای آن‌ها طراحی کنیم. از بین سیستم‌های نصب‌شده، سیستم مدیریت انرژی برای کنترل دما و اعلام حریق بود. خدمات ما در این دو حوزه بسیار مناسب و باکیفیت است و قرارداد پشتیبانی و نگهداری در این پروژه به عهده خود ماست و مرتب در حال پیگیری و بازدید هستیم.

 

آیا پس از اجرای برجام وضعیت این صنعت بهبود یافته است؟

بعد از برجام، امید همه به دسترسی ساده‌تر به محصولات و کاهش هزینه‌هاست. ولی کماکان به‌دلیل مشکلات بانکی پیش‌رو هنوز نتیجه ملموسی نداشته‌ است. ما در بازکردن حساب LC همچنان مشکل داریم و حواله پول از راه تعدادی بانک‌های محدود انجام می‌شود. بسیاری از شرکت‌های بزرگ اصلا نمی‌توانند با ایران کار کنند چون بانک‌های طرف حساب آن‌ها حواله پول از مبدأ ایران را نمي‌پذیرند و هنوز این ترس و واهمه در فضای بین‌المللی وجود دارد. از این رو کالاهایی که قرار است به مقصد ایران حمل شود، حواله‌ها، فارغ از اینکه از دوبی یا بانک مرکزی ایران صادر شود، از سوی بانک مقصد پذیرفته نمی‌شود. درنتیجه گشایش مدنظر ما از نظر بانکی هنوز حاصل نشده هرچند ارتباطات ما با شرکت‌ها بهتر و آسان‌تر شده است.

در پایان اگر موضوع یا نکات دیگری هست بفرمایید.

به گمان من اتوماسیون هنوز جای خود را در صنعت ساختمان ایران باز نکرده است و هنوز ساختمان‌ها به آن کلاس کاری نرسیده‌اند ولی این امر در حال تغییر و بهبود است. به‌ویژه با حضور شرکت‌های خارجی و زمینه نیاز آن‌ها به ساختمان‌هایی با طراحی هوشمند، انتظار داریم کم‌کم توجهات به این سمت بیشتر شود. در ساختمان‌های دولتی، تا زمانی که منابع انرژی ارزان باشد این نیاز احساس نمی‌شود، مگر آنکه انرژی به قیمت واقعی خود برسد.

ما امسال تلاش‌هایی برای کمک به سازمان برنامه و بودجه کردیم تا کمی قیمت‌ها به‌روز و متعادل شود ولی در آنجا هم نماینده کارفرما، پیمانکار و فروشنده حضور دارند و تعارض خواسته‌ها پیش می‌آید. کارفرما خیلی تمایلی به مدرن و به‌روزشدن ندارد؛ پیمان‌کار می‌خواهد فقط طبق دفترچه راهنمای عمل پیش برود و فروشنده (که ما هستیم)‌ بیان می‌کند سیستم‌هایی که در حال حاضر دنیا تولید می‌‌شوند فراتر از این نیازها و خواسته‌های محدود کنونی است. سیستم‌های روزآمد، به‌طور  قطع، ارزان‌تر از سیستم‌های در حال خارج شدن از رده است.